ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 17 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

خونه ی عشقت

1391/11/25 23:53
نویسنده : ندا
696 بازدید
اشتراک گذاری

یه روز خاله منا که معلوم بود خیلی دلش برات تنگ شده بغلت کرد، تو هم انگاری دلت تنگ شده بود، برعکس بقیه ی مواقع خیلی قشنگ رفتی بغلش، به خاله چسبیدی که واقعا بعید بود، بعد خاله یه شعر همون موقع برات سرود و گفت : سرت و بذار اینجا بزن به پشت من... این قضیه شده بود یه حالت رمز بین تو و خاله منا، بعدها با اصرارهای خاله مریم بر این امر، با خاله مریم هم این حرکت و اجرا کردی، و اما جدیدا با دایی وحید...

1

2

باوجود کلی اسباب بازی خونه ی مامان جون، باز با این قابلمه ها که معلوم نیست از کدوم کابینت در میاری بازی می کنی و کلی تو این خونه ی عشقت بهت خوش می گذره...

3

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (2)

مامان آراد(خاطره)
26 بهمن 91 1:46
قربون اون نگاه معصومت برم خاله جونیییییییی...



فدات
نسیم-مامان آرتین
28 بهمن 91 8:23
وای ندا جون من عاشق اون لحظه هستم که آرتین این جوری میچسبه بهم انگار دنیاهارو بهم میدن
حالا ببین خاله ودایی جون چه حسی دارن


واقعا لذت بخشه
خدا حفظشون کنه